شمس سراج عفيف

506

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

في الحاصل سر و روى مقتول را شستند - و خون از روي او دور گردانيدند - و بالاي تن او نهادند - و تن او را در تكيه كهت داشتند تا شايد بود كسي او را بشناسد - و نشاني دهد كه اين مقتول از كجاست - و مولد و منشاي او چه جاي - چون دران محل هجوم خلق بسيار و بيشمار شد و جميع خلق شهر فيروزآباد براي تماشا آمدند ناگاه بتقدير حضرت إله جل جلاله و عم نواله شخصي آن مقتول را شناخت - و تقرير كرد كه خانهء اين مقتول درون حصار سيريست در محلت فلان - ملك حسام الدين نشاني يافته كسان خود را درون حصار سيري فرستاده - بعد از تفحص و تجسس خانهء مقتول يافته - در خانهء او خبر كرده آن بيچارگان حيران و طيران هر همه بسوي شهر فيروزآباد دويدند چون بر سر مقتول رسيدند چه ببينند كه هم از ايشانست بعد از گريه و زاري و قلق و اضطراري ايشان بازنمودند - كه اين مقتول در خانهء خواجه احمد نويسندهء خزانه تعليم خردگان او ميكرد - مانا كه خواجهء مذكور بمستور بر مقتول مذكور گمان داشت - شايد بود براي كشش اين مقتول كوشش گماشت خواجه احمد را پيش كوتوال ممالك حاضر كردند - خواجه احمد مذكور از تاثير غرور منكر شد - كوتوال احوال اين حال و قيل اين مقال پيش خسرو خوش خصال برد - درين محل حضرت شاه اكمل فرمود تا غلامان و كنيزكان خانهء احمد را